کتابی جامع که توسط مولوی عبدالله امیری نوشته شده است وپاسخهای محکم به شبهات غیر مقلدین

لینک دانلود

http://s5.picofile.com/file/8141068818/%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B6.jpg


برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 25 شهريور 1393برچسب:, | 17:54 | نویسنده : حافظ |


1ـ ﴿حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ﴾: (بر نمازها و نماز میانه مواظبت كنید و خاضعانه براى خدا به پا خیزید).
واژه¬ی «صلوات» در عربی جمع است و کمترین درجه¬ی جمع، سه است، چراکه یک و دو جمع نمی¬توانند شوند. پس، از این لفظ کم از کم سه نماز ثابت شد و نماز میانه چهارم شد لیکن در چهار نماز چونکه میانه امکان ندارد چرا که چون میانه در هر دو طرف دو نماز بگیریم میانه نمی ماند لهذا لازم آمد بحکم تصحیح این لفظ قرآن مقدس که نماز پنجم را هم ثابت و تسلیم کنیم تا که چون دو دو هر طرف بگیریم پنجم وسطی و میانه میگردد.
2ـ ﴿فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ، وَلَهُ الْحَمْدُ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِیًّا وَحِینَ تُظْهِرُونَ﴾: (پس به پاکی یاد کنید خدا را وقتی¬که شام می¬کنید و برای اوست ستایش در آسمان¬ها و زمین و در آخر روز، آن¬گاه که در ظهر داخل شوید).
در آیه¬ی یادشده مراد از «تمسون» باتفاق علما نماز مغرب و عشاست، زیرا مسا همین وقت را گویند. و مراد از «تصبحون» نماز صبح است و از عشیّاً مراد نماز عصر است. که این وقت را در عربی عشاء می¬گویند. و مراد از «حین تظهرون» نماز ظهر است.
3ـ ﴿أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا﴾: (برپا دار نماز را وقت زوال آفتاب تا تاریکی شب و لازم گیر قرآن¬خواندن فجر را هر آئینه قرآن خواندن صبح را حاضر می¬شوند فرشتگان).
در محاوره¬ی عرب «دلوک» ظهر و عصر و «غسق» مغرب و عشا و «قرآن» فجر صبح را مراد می¬گیرند.
4ـ ﴿وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْل﴾: (و برپا دار نماز صبح را در هر دو جانب روز و قسمتی از شب).
«طَرَفَی» تثنیه است، یعنی دو طرف روز که مراد از یک طرف، صبح و طرف دیگر، ظهر است و عصر و «زلفاً من اللّیل» مغرب و عشا مرادند.
5ـ ﴿وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى﴾: (و تسبیح بگو با ستایش پروردگار خویش جلوتر از بیرون آمدن آفتاب و جلوتر از غروب آن در بعضی ساعات شب هم تسبیح گو و در حدود اطراف روز که تو خوشنود می¬شوی).
در آیه¬ی مورد بحث مراد از «قبل طلوع الشمس» صبح است و مراد از «قبل غروب» ظهر و عصر است و مراد از «آناء اللیل» عشاء است.
این شد ثبوت نمازهای پنج¬گانه در قرآن. امّا نفس نماز در قرآن کریم کم¬وبیش در سیصد جا آمده است. قرآن کریم صفات تمام انبیا علیهم السلام و اولیا رحمهم الله را «نماز» ذکر فرموده است و هیچ دینی از ادیان حقّه از زمان آدم تا دور خاتم علیهماالصلوات و التسلیمات خالی از نماز نبوده است. چنان¬که این امر از قرآن و حدیث و تواریخ ثابت است.
. سوره¬ی «بقره»، آیه¬ی 4.
. الملل و النحل، ج1، ص77.
. سوره¬ی «بقره»، آیه¬ی 238.
. سوره¬ی روم، آیات 17 و 18.
. سوره¬ی «بنی¬إسراییل»، آیه¬ی 78.


برچسب‌ها:

تاريخ : چهار شنبه 29 بهمن 1393برچسب:, | 8:2 | نویسنده : حافظ |



۱- «کانون مدافعان حقوق بشر» جایزه امسالش را به «مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی»؛ شخصیت مذهبی و کاریزماتیک بلوچستان، اختصاص داد که در میان بخش بزرگی از سنی های ایران نفوذ قابل توجهی دارد، که از منظری جامعه شناختی، قابل توجه و شایسته ی تحلیل است.

به واقع، جدا از جایگاه سیاسی اهدا کننده و نیز منازعات سیاسی و ایدئولوژیکی که بین حاکمیت جمهوری اسلامی و نیز نیروهای اپوزیسیون آن وجود دارند، که به شدت مهم اند، با اهدای این جایزه، برای دومین بار است که بعد از انقلاب اسلامی، یک شخصیت بلوچ از منظری ایجابی و نه سلبی، در جایگاهی ملی در حیات سیاسی-اجتماعی کشور ظاهر می شود و جدا از منازعات سیاسی و ایدئولوژیک، می تواند در راستای وارد کردن حاشیه ی جامعه ی ایرانی، که بلوچ ها بخشی از آن هستند، به متن آن، باشد؛ برای اولین بار، در فرایند تدوین قانون اساسی بود که «مولوی عبدالعزیز ملازاده» در حیات ملی کشور، نمود یافت و منجر به مشارکت بسیار بالای بلوچ ها در رفراندم قانون اساسی شد.

۲- از منظری نمادین، یکی از عرصه های تثبیت دولت-ملت، ترکیب شخصیت های ملی مطرح در آن است. به واقع، در کشورهای متکثر قومی و مذهبی، هر چه در منوی شخصیت های ملی آن، پوشش بیشتری از تنوع جغرافیایی، مذهبی و قومی وجود داشته باشد، تداوم وحدت سرزمینی و تمامیت ارضی و هویت ملی اش، گسترده تر و عمیق تر خواهد بود. از چنین نگاهی، اقدام کانون مدافعان حقوق بشر، قابل تآمل و شایسته تقدیر است؛ بخصوص از این جهت که بلوچ یکی از اقوام ایرانی، است که کمترین نمود را در متن جامعه ی ایرانی دارد و غالباً دیده نمی شود.

۳- در خصوص وارد نمودن حاشیه ی جامعه ی ایرانی در متن آن، به نظر می رسد که نظام سیاسی و نهادهای مدافع آن از جامعه ی مدنی و نیز نیروهای اپوزیسیون، پیشتازتر بوده اند. بطوریکه به عنوان مثال در خصوص مولوی عبدالحمید، با در نظر داشتن هویت فکری و سیاسی اش، ایشان در حدود یک سال و نیم اخیر و قبل از اهداء جایزه ی فوق، جهت حضور در «مراسم تحلیف رئیس جمهور»، «کنفراس جهانی تقریب مذاهب» و نیز « کنگره جهانی جریان‌های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام» دعوت می شوند و حضور می یابند. لذا ضروری است، جامعه مدنی مرکز، جدا از گرایشات سیاسی و ایدئولوژیک اش، بیشتر از این، تمام ایران را ببیند و خود را از نظر قومی و مذهبی محدود نکند.

۴- مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، هر چند شخصیتی دینی است اما وجه تشخص اش از بقیه ی شخصیت های دینی سنی های ایران، ورود جدی اش به مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه ی ایرانی و نیز بطور خاص جامعه ی خاستگاه اش، بلوچستان، است که منجر به شکل گرفتن یک حمایت قوی توده ای و قومی از وی شده است که برای هیچ یک از روحانیون سنی ایران وجود ندارد. در واقع، بعد از انقلاب اسلامی که امکاناتی ساختاری و منحصر به فرد، برای کنشگری نهاد مذهب در جامعه ی بلوچستان فراهم می شود، این امکان شکل می گیرد، که مولوی ها در قالب «مذهب»، هویتی کلان تر و فراگیرتر از «قبیله» برای مردم بلوچ مطرح کنند و نیروهای قبیله ایی و حتی دانشگاهیان بلوچ را به حاشیه برانند. مضاف بر این، آنها حتی موفق می شوند که بخش قابل توجهی از نیروهای قبیله ایی و دانشگاهیان بلوچ را در دایره خودشان تعریف کنند و از توان قبیله ای و فکری آنها، بهره بگیرند. لذا آنها در کنار ایفای نقشی دینی و اخلاقی، نقشی اجتماعی و سیاسی به دوش می گیرند که منجر به ساخته شدن و ظهور شخصیتی مثل مولوی عبدالحمید می شود. روحانیون بلوچ، با کمک مذهب، بعد از نفوذ فراگیر در جامعه ی بلوچی، امکان پیوند این جامعه را از طریق مذهب با سایر سنی های ایران، فراهم می کنند و لذا بلوچ و مسائل اش، ابعادی ملی و حتی جهانی می یابد؛ هر چند که در ظاهر بیانی مذهبی به خود می گیرند.

۵- نهاد مذهب در بلوچستان امروز، علی رغم ریشه های بنیادگرایانه اش، سمت و سویی به شدت عمل گرایانه گرفته است و تلاش می کند که خودش را نیز با فضای سیاسی و اجتماعی جامعه ی بلوچی و نیز کشور، تنظیم کند. در واقع، هر چند با ورود «دیوبندیسم» به منطقه ی بلوچستان، دین از یک حالت ابتدایی، حداقلی و سازمان نیافته به سمت و سوی تنظیم زندگی اجتماعی و فردی براساس آموزه هایش، قدم گذاشت، ولی فشار واقعیت های سیاسی و اجتماعی دو دهه ی اخیر، آن را به سمت و سوهایی غیربنیادگرایانه، جهت داده است. به بیانی تفضیلی تر، در اوائل ورودِ قرائت دیوبندی از اسلام سنی به بلوچستان و اقدام آن به نهادسازی، مولوی های نوظهور، با تخطه کردن فضای عمومی جامعه و نیز ملاهای قدیمی و نا آشنا خواندن آنها نسبت به آموزهای دینی و نداشتن سواد جدی، به دنبال شکل دادن نظم اجتماعی و فرهنگی خاصی در منطقه بر می آیند و به اصطلاح، مردم بلوچ را دعوت به ایمان آوردن مجدد به اسلام راستین، آنطوریکه در متون درجه یک و بنیادی دین، بیان شده است، می نمایند. اما در ادامه، که نقش های سیاسی و اجتماعی برای خودشان تعریف می کنند، روز به روز از نگاه انتقادی شان به زندگی فردی و اجتماعی مردم کاسته می شود و خودشان را با نبض جامعه تنظیم می کنند تا اینکه خواسته باشند، جامعه ایی بنیادگرایانه بسازند.

۶- با تحولاتی ساختاری که در اثر شهرنشینی، ارتباطات و افزایش تحصیلات دانشگاهی در بلوچستان حادث شده است، در لایه های زیرین جامعه، تحولاتی جدی در حال وقوع است که چگونگی برخورد نظام سیاسی و جریان های جامعه ی مدنی ایران با آنها فوق العاده مهم است. به بیانی دیگر، با توجه به رقابتی که در میان نیروهای اجتماعی مختلف در درون جامعه ی بلوچی وجود دارد، سرمایه معنوی و منزلتی که بیرون از جامعه ی محلی، نصیب آنها می شود، می تواند تاثیراتی جدی در حیات سیاسی و اجتماعی حال و نیز آینده ی آنها، داشته باشد. به واقع، اهمیت این موضوع ایجاب می کند که آنها به دنبال تعریف کلان تر از فضای کنشگری شان باشند و پیوند بیشتری با امر ملی جستجو کنند. لذا نیروهایی که گفتمانشان و هویتی که برای خودشان تعریف می کنند به شدت محدود و ماهیتی بیولوژیک و خونی دارند، روز به روز منزوی تر شده و در بازی میان عام گرایی و خاص گرایی، بازنده شوند. لذا، ریشه دواندن بیشترِ دولت-ملت ایرانی در گروی فراهم نمودن امکان پیوندِ بیشتر نیروهای اجتماعی سازگار با روح زمانه با امر ملی، درمناطق مختلف ایران است. تأمل در این خصوص، جدیت بیشتری را از نظام سیاسی ملی و نیز جامعه ی مدنی، می طلبد.

* دکتر عبدالوهاب شهلی بر / تهران


موضوعات مرتبط: جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 5 دی 1393برچسب:, | 18:19 | نویسنده : حافظ |


در واکنش به واگذاری مصلی جدید اهل سنت
شیخ السلام مولانا عبدالحمید درخطبات جمعه عنوان نمود که واگذاری مصلی (عیدگاه جدید اهل سنت )هدیه نظام به مردم سیستان و بلوچستان است
اما وقتی که یاوه گویان و منافقان از این حرف مولانا ترس به جانشان افتاده که کاسه زیر نیم کاسه هایشان برملا بشوند و چندرغازی که از نفاق وگذارشات غلط به سران نظام می دهند ازدست بدند
گاف جدید شیعه نیوز این خبر شده که اصحاب رسانه هارو بر انگیخته کرده
بله باید برانگیخته شوند منافقین از این خبر مولانا
و همچنین جناب کاربر سایت کلوب اقای اردکانی که کپی پیست رو همیشه عدات خودت می دونی اینو بدون که نفاق جایی ندارد وما اهل تسنن همیشه خواهان وحدت بوده ایم وهستیم از وقتی که منافقین اومدند وحدت مارو شکستند امیدوارم که خداوند این منافقین را از صفحه گیتی محوکند


موضوعات مرتبط: جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : دو شنبه 14 مهر 1393برچسب:شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید,جواب شایعات,پاسخ به شبهات, | 18:19 | نویسنده : حافظ |



عن حمادعن ابراهیم النخعی قال:صلی ابوبکرالصدیق علی فاطمه بنت رسول لله ص فکبر اربعا .
ابوبکرصدیق برفاطمه دختررسول الله ص نماز خواندو4تکبیر گفت.
(طبقات ابن سعدج8ص19)
عن جعفربن محمد عن ابیه قال:ماتت فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه وسلم فجاء ابوبکروعمر لیصلوا .فقال عمر لعلی بن ابی طالب رضی الله عنهما :تقدم فقال ماکنت لاتقدم وانت خلیفه رسول الله فتقدم ابوبکروصلی علیها .هنگامی که فاطمه رضی الله عنها دختررسول صلی الله علیه وسلم وفات کردابوبکروعمربرای شرکت درنماز جنازه حاضرشدند عمربه علی گفت بفرمایید امامت کنید.علی به ابوبکرگفت هرگز جلو نمی شوم درحالی که توخلیفه رسول خدا هستی آنگاه ابوبکرجلورفت ونمازجنازه را خواند.
(کنزالعمال 5299)
الریاض النضره فی مناقب العشره
ج1ص156
تحفه اثنا عشریه ص445
حلیه الاولیاءج4ص62


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 27 شهريور 1393برچسب:, | 11:2 | نویسنده : حافظ |


اعتراض کردند که چرا شیخ السلام از ایت الله نمر دفاع نمی کنه و در سخنرانی هایش اسمی از وی نمی برد
جواب :
درمرحله اول ایت الله نمر در کشوری دیگروشیخ اسلام در کشوری دیگر و سیاست کشورها کاملا متفاوت
بعد اصلا معلوم نیست جرم ایت الله نمر چیه و کسی هم اعلام نکرده جرمش چیه چطوری بره ازش دفاع کنه
و شیخ اسلام ازجهان اسلام و اقلیتها همیشه دفاع می کنه اگر سخنرانی های شیخ اسلام را گوش کنید ویا مطالعه کنید همیشه از وحدت جهان اسلام میگه نیازی نیست که حتما اسم فرد رو بگیره وهمیشه دردعاهایش از مشکلات جهات اسلام میگه
و ایت الله نمر که مشکل کلی جهان اسلام نیست که اگر از شیخ نمر دفاع نشه جهان اسلام درهم بپاشه
و در اخر همه این سوالات بخاطر دشمنی با شیخ اسلام هست که دشمنان تفرقه افکنی و شبهه افکنی درمورد شیخ السلام راه می اندازند و ساده ولوحان هم قبول می کنند امیدوارم که خداوند علمای اهل سنت بویژه شیخ السلام را حفاظت کند از هرگزند امین والسلام علیکم


موضوعات مرتبط: جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید ، ،
برچسب‌ها:

دیدار امام جمعه مسجد مکی زاهدان، به همراه تعدادی دیگر از نمایندگان فعلی و ادواری اهل سنت در مجلس شورای اسلامی و فعالان سیاسی و فرهنگی با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، امری کاملاً منطبق با منافع ملی است. برخلاف تصور تندروها، تعامل با اقشار مختلف مردم صرفاً یک تاکتیک سیاسی نیست بلکه یک راهبرد برای جمهوری اسلامی است. این رویه، سفارش امام راحل و رهبری نظام است. آنچه در سخنان هاشمی خطاب به اهل سنت برجسته است دعوت به تقریب ، وحدت، همدلی و همراهی با نظام اسلامی، مذمت افراط‌گرایی و تکفیر است. با این وصف معلوم نیست این روش حکیمانه در پذیرش شهروندان کشور و گفت‌و‌گو با آنان با کدام معیار، خلاف امنیت ملی تلقی شده است؟ اگر این گروه از اهل سنت به جای ملاقات با مقامات نظام، به دیدار یک مقام خارجی می‌رفتند، آنگاه جریان افراطی چه واکنشی نسبت به این دیدار از خود نشان می‌داد؟
حق نخبگان و شخصیت‌ها و حلقه‌های واسط اهل سنت و مردم است که مشکلات بطن جامعه را به مسئولان «این کشور» منتقل نمایند و وظیفه مسئولان نیز شنیدن آن‌ها و تلاش برای حل آن است.
وقتی شخصیت‌های اهل سنت با صراحت تمام خود را در چارچوب نظام و مدافع آن تعریف می‌کنند چرا عده‌ای از میان جناحی خاص و متأسفانه با شعار دفاع از نظام، ولایت و تشیع، این همگرایی را بر نمی‌تابند و صرفاً به خاطر حقد و کینه‌ای که نسبت به یک شخصیت برجسته نظام دارند، برخلاف منافع و امنیت ملی، اهل سنت را به بیرون از دایره نظام می‌کشانند و آن‌ها را متهم به ارتباط با بیگانگان و بد خواهان جمهوری اسلامی می‌نمایند؟
برخی از افراد افراطی، حیات خویش را در ایجاد فاصله اهل سنت با نظام می‌دانند. تصور برخی این است که دفاع از تشیع به مفهوم طرد اهل سنت و توهین به مقدسات آنان است. آن‌ها عشق وافری به لعن و نفرین دیگران دارند در حالی که این امر با سیره پیامبر و ائمه معصومین منافات دارد و به نظر نگارنده بر همین اساس رهبر معظم انقلاب اهانت به مقدسات اهل سنت را حرام شرعی اعلام کردند. این عده چه بدانند یا ندانند با این رویکرد در زمین وهابیت تکفیری و دشمنان اهل بیت(ع) بازی می‌کنند. دشمنی با اهل سنت در این کشور متضمن هیچ منفعتی برای نظام، رهبری، اهل بیت(ع) و تشیع نیست. آنان که در روز‌های اخیر با آقایان هاشمی و یونسی دیدار داشتند بخشی از نخبگان و شخصیت‌های اهل سنت بودند، اما هیچ یک از آنان دشمن نظام و اهل بیت(ع) نبودند. آن‌ها که رفع مشکلات و خواسته‌های خود را در چارچوب نظام دنبال می‌کنند دوستدار جمهوری اسلامی هستند. اگر نسبت به برخی از آن‌ها نگاه منتقدانه وجود دارد دلیلی بر خروج آن‌ها علیه نظام نیست.
یکی دیگر از نقاط ثقل حملات افراط گرایان نسبت به کسانی که قائل به تعامل مثبت و سازنده با اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی هستند نگرش کاملاً امنیتی به مسأله است. برخلاف نظر افراطی‌ها رویکرد امنیتی در مناطق قومی و مذهبی ، تنها راهبرد موفق جمهوری اسلامی نخواهد بود.  مهم‌ترین راهبرد نظام در این مناطق، توسعه همه جانبه و متوازن، رفع محرومیت‌ها، همگرایی و همدلی ، رفع تبعیض‌ها، و گسترش میزان مشارکت مردم در مدیریت‌های محلی و ملی است. خوشبختانه سیاست کلی نظام جمهوری اسلامی ایران بر این مبانی استوار است و سیاست کلی دولت نیز همین است.
از سوی دیگر عده‌ای تلاش می‌کنند فضای سیستان و بلوچستان، به عنوان یکی از مناطق مهم کشور را همواره امنیتی نگه دارند. عده‌ای برای بقا و ادامه حیات خویش و منفعت‌طلبی در پی آنند که به همه مسئولان و حتی مراجع معظم تقلید بقبولانند که علما و مردم اهل سنت سیستان و بلوچستان گرایش شدید به وهابیت دارند. این عده در نهایت به دنبال آنند که فاصله عمیقی بین اهل سنت، تشیع و نظام ایجاد کنند تا در میان این شکاف به منافع خویش دست یابند. خوشبختانه تاکنون با هشیاری مراجع و علمای بزرگ و دستگاه‌های امنیتی، این نگاه نتوانسته است بر سیاست‌های کلی نظام غلبه کند اما با توجه به شرایط حساس کنونی همه باید هشیار‌تر از گذشته عمل نمایند و مانع رشد این نگاه خطرناک شوند. در این میان علاوه بر مسئولان مجمع تقریب مذاهب و دلسوزان دیگر وظیفه خطیری در مقابل جریانات افراطی شیعی دارند. علما و نخبگان محترم اهل سنت نیز باید قاطع‌تر و شفاف‌تر از گذشته، از جریان تروریستی و افراطی گری سنی، تبری بجویند تا در نهایت تقریب، همدلی، همزیستی مسالمت‌آمیز و اعتدال جایگزین افراط‌گری گردد.

* حیدرعلی باقریان / تحلیل‌گر سیاسی

منبع: روزنامه ایران (۲۰ مرداد ۱۳۹۳، شماره ۵۷۱۴)


موضوعات مرتبط: جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 26 مرداد 1393برچسب:, | 19:52 | نویسنده : حافظ |

بازهم سوالات و شبهه افکنی ها برعلیه مولانا توسط کاربران سایت کلوب
کسی سوال کرده که چرا مولانا جایزه از اعراب دریافت کرده؟
مولانا جایزه دریافت نکرده از کسی و به نظرم ایشون هدیه رو با جایزه اشتباه گرفته باشه
هدیه چیزی که یه باب در فقه به ان اختصاص دارد وپیامبرصلی الله علیه وسلم برای ایجاد محبت تاکید کردند که به همدیگر هیده بدهید در عرف الان کسی که مهمان میشود جائی برای میزبان هدیه ای می برد ویا از جائی که برمی گردد برای دوستان ویا کسانی که هستند هدیه می اورد که در عرف امروزی به عنوان سوغات است برای شیخ السلام قاضی مدینه هیده فرستاده بود خوب در جمع هزاران نفر که هدیه رو بدهندبه نظر شما هدیه رو قبول کنه یانه پس بزنه اونهم از دست مهمانش


موضوعات مرتبط: جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید ، ،
برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:جواب اعتراضات برشیخ الاسلام , | 19:46 | نویسنده : حافظ |
چندکاربر با ارسال مطالب و فیلم که تحریف کرده بودند سخنان شیخ السلام مولاناعبدالحمیدکه از وبسایتهای منافقین و افراطی های که دشمنان اهل سنت می باشند و در سایت کلوب ارسالکردند که مورد تشدد بین اهل تشیع و اهل تسنن شده اند لذا لازم شد جوابیه کوتاهی دراین مورد ارسال کنم
سلام علیکم ورحمة الله
قدیما درسایت کلوب که منافقین نبودند ماهمه چه اهل تشیع و اهل تسنن با خوبی خوشی کار وفعالیت در این شبکه رو انجام می دادیم
اما...


موضوعات مرتبط: جوابیه اعتراضات شیخ السلام مولاناعبدالحمید ، ،
برچسب‌ها:

ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 19 مرداد 1393برچسب:جواب اعتراضات برشیخ الاسلام , | 19:38 | نویسنده : حافظ |

 


یکی از عرفا روزی از یکی از اغنیا پرسید:دنیا را دوست داری؟گفت:بسیار.پرسید:برای بدست آوردن آن کوشش می

 کنی؟ گفت :بلی .سپس عارف گفت:در اثر کوشش،آن چه می خواهی بدست آوری؟


گفت:متاسفانه تاکنون به دست نیاورده ام.عارف گفت:این دنیایی که تاکنون با همه ی کوشش هایت آن را به دست

 نیاورده ای،پس چطور آخرتی که هرگز طلب نکرده و در راه وصول به آن نکوشیده ای به دست خواهی آورد؟

دنیا طلبیدیم ،به جایی نرسیدیم یارب چه شود آخرت ناطلبیده


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج شنبه 18 مهر 1392برچسب:, | 10:1 | نویسنده : حافظ |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد
.: Weblog Themes By BlackSkin :.