
امروز می خواهم با هم در رابطه با غیبت بحثی داشته باشیم. چرا ما انسانها غیبت می کنیم . چرا دست از غیبت بر نمی داریم. مگر خوردن گوشت و پوست دیگران چه مزه ای دارد که ما انسانها همین که با هم باشیم شروع به غیبت میکنیم.
چرا این قدر گوشت دیگران می خوریم ولی هیچوقت سیر نمی شویم.؟! خدایا من در تعجبم.
پول تلفن به آن گرانی چه زنگ زدی چه زنگ زدند دیگه شروع می شود.
چرا این همه غیبت مگر گوشت و پوست دیگران خوردن چه لذتی دارد؟ که انسان سیر نمی شود...
چرا بعضی ها بین دیگران فاصله ایجاد می کنند واز این کار هم لذت می برند خدایا مگر حدیث نیست که فتنه و فساد از شمشیر هم بدتر است؟!
چرا ما انسانها دنیای خود را آباد و آخرت را ویرانه کرده ایم؟
دوست, فامیل, همسایه, اشنا, جلوی چشم ما از دنیا می روند. می بینیم که زیر یک خروار خاک در یک قبر بسیار تنگ و تاریک خوابیده ولی متأسفانه اصلاً به روی خودمان نمی آوریم انگار که مرگ برای ما نمی رسد.
سه دقیقه که در قبرستان می رویم انسان هستیم و به فکر مرگ و سه دقیقه دیگر اتش می شویم و تمام درخت های خوبیها را می سوزانیم نردبان دستمان است. روی آن بالا می رویم وبه زندگی دیگران سرک کشیدن.
خوب بحث غیبت کوتاه می کنم به اشعاری که در باره غیبت گفته ام توجه بفرمایید:
ای انسان از این همه غیبت چه سود؟
آتش زدی به کار خیرت چه زود!
ای انسان مگر غیبت چه مزه داره؟
که اینجور مد شده و وردِ زبانه
تو که خوانی نماز و گیری ثواب
با یک غیبت که همه می رود زیر آب
تو که دانی کبیره گناه است غیبت
ای عزیز, در راه است قیامت
ای انسان از این همه غیبت چه سود بُردی؟
گوشت و پوست ِ چند نفر تا حالا خوردی؟
مگر غیبت چه مزه داره؟
که انسان تو بر نامه ی غذایی می زاره
بیاد آن شب باش که تنها در قبر ِ تنگ و تاریک
منکر و نکیر ز تو پرسند و تو شوی یاریک
در آن قبر تنگ وتاریک
که روی آن است سنگ و تاریخ
تو که دانی غیبت کردن گناهست
اگر مانع نشوی. مثل کوری که نزدیک چاهست
لینک ثابت
بازدید : 668
| این نظر توسط امین در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است | |||
|
/images/anymous.png |
سلام خوبید؟ شماتاتونستیدمطلب نوشتیداما جداازیک سند لطفاواسه مطالبتون سندذکرکنید امابعدفقط میخوام یکی ازحرفاتون که نمونه ی کل حرفتون هست روباری شمانشون بدم گفتیدپیامبرگفته نصف دینتان راازعایشه بگیرید چرابه پیامبردروغ میبندی؟ ابن امير الحاجّ در اين مورد مىگويد: استاد ما حافظ [ابن حجر عسقلانى]، در مورد اين حديث مىگويد: سندى براى آن نمىشناسم و آن را در هيچ يك از كتابهاى حديثى نديدهام. التقرير والتحبير في شرح التحرير: 3/ 99 حافظ عمادالدين ابن كثير نقل كرده است كه از حافظ مزّى و حافظ ذهبى در مورد اين حديث پرسيد؛ ولى آنها از وجود چنين حديثى اظهار بىاطلاعى كردند. سخاوى نيز در اين مورد از آنها پيروى كرده استالمقاصد الحسنه: 232 علماى ديگرى به نامهاى ملّا على قارى، زرقانى، مالكى و ديگران نيز پيرامون اين حديثِ ساختگى، همين گونه اظهار نظر كردهاند الموضوعات الكبرى: 198 و 199، مرقاة المفاتيح: 5/ 616، شرح المواهب اللدنيّه: 3/ 233 و 234. اگرجواب دادیدلطفا یک کپی ازحرفاتونم به وبلاگم بفرستید باتشکرالبته اگرطالب حقیقت هستید وکامنتموبزاریدتاهمه ببینند یاعلی |
||
| این نظر توسط امین در تاریخ یکشنبه 07 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است | |||
|
/images/anymous.png |
سلام جواب من چی شد؟ |
||





